محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

19

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

« اگر بردبار نيستى ، خود را به بردبارى وادار ساز ؛ چه آن كه بسيار كم هستند افرادى كه خود را شبيه گروهى كنند و از جمله آنها نشوند . » « 1 » افزون بر اين معتقد است كه فطرت انسانى بر نيكويى بسته شده و خير و سعادت در بازگشت به فطرت است ؛ بر همين اساس مىفرمايد : « خداوند رسولان خود را پى در پى اعزام كرد تا وفادارى به پيمان فطرت را از آنان باز جويند . » « 2 » بنابراين وظيفه اصلى پيامبران از ديدگاه امام على عليه السّلام بازگرداندن انسان‌ها به همان فطرتى است كه خداوند آنان را بر آن آفريد . ب ) امام على عليه السّلام از اميدوارى به دنيا بسيار نهى مىكند . البته مراد از اميدوارى آن چيزى نيست كه ابتدا به ذهن خطور مىكند و قرآن به آن سفارش كرده و بلكه آن را واجب شمرده است : « . . . همانا تنها گروه كافران ، از رحمت خدا مأيوس و نوميد هستند . » « 3 » بلكه منظور از آن ، اميد داشتن به دورى مرگ و ارتكاب گناهان و به تأخير انداختن واجبات است . ناگفته نماند كه همه انسان‌ها اميد فراوانى به تداوم زندگى و دورى مرگ دارند و از اموال و سلامتى خويش بهره مىگيرند و عمل صالح را به فردا موكول مىكنند ؛ حال آن كه فردا مىگذرد و اميد به دنيا همچنان باقى مىماند . پس چه نيكو است كه به اين سفارش امام عليه السّلام اهميت داده شود : « و با اعمال نيكو به استقبال أجل برويد . » « 4 » و در اين سخن او تفكر شود : « همانا وحشتناك‌ترين چيزى كه بر

--> ( 1 ) . « إن لم تكن حليما فتحلّم فإنّه قلّ من تشبّه بقوم إلّا أو شك أن يكون منهم » نهج‌البلاغه : قصار 206 . ( 2 ) . « فبعث فيهم رسله و واتر إليهم أنبياءه ، ليستأدوهم ميثاق فطرته » نهج‌البلاغه : خطبه 1 . ( 3 ) . إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ يوسف / 87 : 12 . ( 4 ) . « و بادروا آجالكم بأعمالكم » نهج‌البلاغه : خطبه 64 .